کلاس درس
در یک صبح بارانی که آفتای مانند شب تار می درخشید تلنم زنگ زد(لازم به ذکر است که من موبایل دارم) تلفن را پاسخ دادم و فردی در آن طرف گوشی گفت آقا شما را معرفی کردن برای کلاس ... و باید بیاید و در آزمون مصاحبه شرکت کنید .من لحظه ای مانند اعدامی های قرن ۱۹ اروپا که باید برای دادگاه اعلام حکم نبودم که مثل خودم بودم چون من مثل خودم هستم و اصلا در زمین برفی پایم را جای پای کسی نمی گذارم چون من از برف پا خورده بدم میآید البته از آدم پا خورده گه گاهی که جنونم اور دز کند دفاع کی کنم ولی در اکثر اوقات جنونم آنقدر بالاتر از حد اور دز کردن است که هرگز از پا خوردن کسی دفاع نکردم ولی همشه گفتم که پاهای آدم اگر بوی بد بدهد در ارتباط گرفتن با دیگران دچار مشکل می شود ولی بوی خوشی که در ارتباط با کسی می تواند تو را در نظر او فردی انسان نشان دهد دوری نکن واگر این ارتباط از نوع ارتباط با جنس مخالف بود همیشه بدان که این کار تو را می تواند به یک فرد قهار در ذهن او تبدیل کند حتی اگر توی یک دیوانه مثل من باشی.
نتایج :
هرگز چوراب بد بو نپوشید.
اگر جوراب بد پوشیدید ارتباط برقرار نکنید به خصوص جنس مخالف زیرا اعتماد به نفس شما را بودار می کند
.
.
.
من مصاحبه دادم و قبول شدم والان هم کلاسهایم شروع شده است .
من مستند سازی را دوست دارم .
من
من را دوست ندارد.
گریختن از آن کسانی است که رویارویی را دوست ندارند.
من آیندم را دوست دارم.
....